ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ
ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ
چه زمانی ترسهای دوران کودکی طبیعیاند و چه زمانی نیاز به توجه دارند؟
چرا کودکی از تاریکی میترسد، دیگری از جدا شدن از والدین و کودک دیگری از مدرسه یا حیوانات؟
از کجا میتوان فهمید این ترسها بخشی از رشد طبیعیاند یا به مرحلهای رسیدهاند که باید جدیتر بررسی شوند؟
پژوهشها نشان میدهند ترس در بسیاری از مراحل رشد کودک طبیعی است و محتوای آن با افزایش سن تغییر میکند. کودکان خردسال بیشتر از جدایی، صداهای ناگهانی یا افراد ناآشنا میترسند؛ در سالهای بعد، ترس از تاریکی، حیوانات، آسیب دیدن، مدرسه یا قضاوت دیگران میتواند پررنگتر شود. این تغییرها با رشد شناختی کودک و درک تازه او از محیط ارتباط دارند.
ترس در اصل یک پاسخ محافظتی است. کودک از طریق ترس یاد میگیرد به خطر توجه کند و در موقعیتهای ناآشنا محتاطتر باشد. در بسیاری از موارد، ترسهای رشدی با افزایش تجربه، احساس امنیت و حمایت والدین بهتدریج کاهش پیدا میکنند.
آنچه اهمیت بیشتری دارد، شدت، تداوم و تأثیر ترس بر زندگی روزمره کودک است. وقتی ترس آنقدر شدید میشود که کودک از مدرسه رفتن، خوابیدن بهتنهایی، جدا شدن از والدین یا شرکت در فعالیتهای معمول اجتناب میکند، موضوع از یک واکنش گذرا فراتر میرود. انجمن روانشناسی آمریکا نیز در ارزیابی اضطراب کودکان به همین معیارها توجه میکند: ترس زمانی اهمیت بالینی بیشتری پیدا میکند که پایدار باشد و عملکرد کودک را محدود کند.
اجتناب یکی از مهمترین نشانههاست. اگر کودک هر بار برای کاهش ترس از یک موقعیت دوری کند، ممکن است در کوتاهمدت آرامتر شود؛ اما همین الگو میتواند ترس را در طول زمان تقویت کند. برای مثال، کودکی که به دلیل اضطراب از مدرسه در خانه میماند، فرصت کمتری برای تجربه موفق حضور در مدرسه پیدا میکند و نگرانی او ممکن است بیشتر شود.
واکنش والدین نیز نقش مهمی دارد. حمایت آرام و قابلپیشبینی میتواند به کودک کمک کند احساس امنیت کند و قدمبهقدم با موقعیت روبهرو شود. در مقابل، اطمینانبخشی افراطی، حذف دائمی موقعیت ترسناک یا انتقال اضطراب والد به کودک میتواند ناخواسته چرخه ترس را حفظ کند.
سن کودک همیشه باید در تفسیر رفتار در نظر گرفته شود. ترسی که در یک کودک سهساله طبیعی است، ممکن است در دهسالگی معنای دیگری داشته باشد. به همین دلیل، مقایسه ساده میان کودکان کمک زیادی نمیکند؛ باید دید ترس با مرحله رشد، تجربههای اخیر و شرایط زندگی کودک تا چه اندازه هماهنگ است.
تغییر ناگهانی در الگوی ترس نیز ارزش توجه دارد. اگر کودکی که قبلاً مستقل بوده ناگهان از جدا شدن میترسد، خوابش به هم میریزد یا از موقعیتهایی که پیشتر برایش عادی بوده فاصله میگیرد، بررسی تجربههای اخیر و عوامل زمینهای اهمیت پیدا میکند.
زمانی که ترس برای چند هفته ادامه پیدا میکند، شدت آن بیشتر میشود یا بر خواب، مدرسه، روابط و فعالیتهای روزمره اثر میگذارد، ارزیابی تخصصی میتواند مفید باشد. این ارزیابی کمک میکند میان ترس طبیعی، اضطراب موقعیتی و اختلالات اضطرابی تفاوت روشنتری ایجاد شود.
ترس بخشی از رشد کودک است؛ مرز مهم زمانی شکل میگیرد که ترس بهجای محافظت، آزادی کودک را محدود کند و بخشهای مهم زندگی او را تحت تأثیر قرار دهد.
American Psychological Association