ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ
ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ
آیا بعضی افراد از ابتدا «خلاقتر» به دنیا میآیند؟
یا خلاقیت مهارتی است که میتوان آن را با تمرین، تجربه و محیط مناسب تقویت کرد؟
پژوهشهای روانشناسی خلاقیت نشان میدهند پاسخ، ترکیبی است. بعضی ویژگیهای فردی میتوانند آمادگی بیشتری برای رفتار خلاقانه ایجاد کنند، اما خلاقیت فقط یک استعداد ثابت و از پیش تعیینشده نیست. دانش، تمرین، انگیزه، تجربه، محیط و نوع بازخورد میتوانند بر میزان خلاقیت فرد اثر بگذارند.
ویژگیهایی مانند کنجکاوی، انعطاف ذهنی، تحمل ابهام و آمادگی برای تجربههای تازه در بسیاری از مطالعات با خلاقیت ارتباط داشتهاند. با این حال، داشتن این ویژگیها بهتنهایی تضمین نمیکند که فرد در هر موقعیتی ایدههای خلاقانه تولید کند. خلاقیت زمانی بیشتر دیده میشود که ویژگیهای فردی با مهارت و محیط مناسب همراه شوند.
مهارتهای شناختی نیز قابل تقویتاند. تمرین تفکر واگرا، نگاه کردن به یک مسئله از چند زاویه، تولید گزینههای متعدد و به تعویق انداختن قضاوت اولیه میتوانند ظرفیت ایدهپردازی را افزایش دهند. این تمرینها به فرد کمک میکنند از پاسخهای فوری و آشنا فاصله بگیرد و امکانهای بیشتری را بررسی کند.
دانش تخصصی هم نقش مهمی دارد. بسیاری از نوآوریهای جدی در حوزههایی شکل میگیرند که فرد شناخت عمیقی از آنها دارد. هرچه فرد مواد اولیه ذهنی بیشتری در اختیار داشته باشد، امکان ساختن ترکیبهای تازه بیشتر میشود. البته تخصص زمانی بیشترین ارزش را دارد که با انعطاف فکری همراه باشد.
تجربههای متنوع نیز میتوانند خلاقیت را تقویت کنند. مواجهه با فرهنگها، رشتهها، روشهای کاری و دیدگاههای متفاوت، دامنه ارتباطهایی را که ذهن میتواند میان اطلاعات ایجاد کند گسترش میدهد. به همین دلیل، یادگیری بینرشتهای و تجربه محیطهای متفاوت میتوانند به تولید ایدههای تازه کمک کنند.
نوع انگیزه نیز مهم است. وقتی فرد به خودِ مسئله علاقه دارد، معمولاً زمان و توجه بیشتری برای بررسی آن صرف میکند و آسانتر با دشواریهای مسیر کنار میآید. انگیزه درونی در بسیاری از نظریههای خلاقیت یکی از عوامل مهم تداوم تلاش و تجربهگری شناخته میشود.
محیط میتواند این ظرفیت را تقویت یا محدود کند. فضایی که در آن اشتباه بخشی از یادگیری محسوب میشود، امکان پرسش و آزمایش وجود دارد و ایدههای اولیه زود قضاوت نمیشوند، فرصت بیشتری برای خلاقیت ایجاد میکند. در مقابل، ارزیابی سختگیرانه و ترس مداوم از شکست میتوانند افراد را به سمت پاسخهای امنتر و آشناتر سوق دهند.
یکی از باورهای رایج این است که آموزش میتواند خلاقیت را «خراب» کند. پژوهشها تصویر دقیقتری ارائه میدهند: آموزش زمانی محدودکننده میشود که فقط بر یک پاسخ درست تأکید کند، اما آموزش طراحیشده برای حل مسئله، پرسشگری و تجربه میتواند خلاقیت را تقویت کند.
پس خلاقیت را بهتر است مانند یک ظرفیت پویا ببینیم. افراد از نقطه شروع یکسانی برخوردار نیستند، اما بسیاری از مؤلفههای خلاقیت میتوانند با تمرین و تجربه رشد کنند.
خلاقیت هم به تفاوتهای فردی وابسته است و هم به شرایطی که فرد در آن یاد میگیرد و کار میکند. استعداد میتواند نقطه شروع باشد، اما رشد خلاقیت به تمرین، دانش، تجربه و محیطی نیاز دارد که اجازه کشف و آزمون بدهد.
American Psychological Association