ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ
ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ
آیا هر رفتاری که زیاد تکرار میشود میتواند «اعتیاد» محسوب شود؟
و چه زمانی یک فعالیت روزمره از حد عادت فراتر میرود و به الگویی آسیبزا و کنترلناپذیر تبدیل میشود؟
بسیاری از رفتارهای روزمره میتوانند تکراری و حتی بسیار لذتبخش باشند؛ بازی، خرید، استفاده از اینترنت، ورزش یا شبکههای اجتماعی نمونههایی از این رفتارها هستند. تکرار زیاد یک رفتار بهتنهایی برای اینکه آن را «وابستگی رفتاری» بدانیم کافی نیست. آنچه اهمیت دارد، کاهش کنترل، ادامه رفتار با وجود پیامدهای منفی و اختلال در بخشهای مهم زندگی است.
در وابستگی رفتاری، فرد ممکن است بارها تصمیم بگیرد رفتار را محدود کند اما نتواند به این تصمیم پایبند بماند. زمان و توجه زیادی صرف آن میشود و رفتار بهتدریج جای فعالیتهای دیگر را میگیرد. کار، تحصیل، روابط، خواب یا سلامت ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرند، اما فرد همچنان به رفتار ادامه دهد.
این الگو شباهتهایی با اختلالات مصرف مواد دارد. رفتار میتواند با پاداش، انتظار لذت، فرار از هیجانهای ناخوشایند یا کاهش موقت استرس پیوند بخورد. با تکرار، نشانههای محیطی و هیجانی نیز میتوانند میل شدید به انجام رفتار را فعال کنند.
با این حال، همه رفتارهای تکراری در طبقه اختلالات اعتیادی قرار نمیگیرند. در طبقهبندیهای معتبر، فقط برخی وابستگیهای رفتاری بهطور رسمی شناخته شدهاند. برای مثال، اختلال قمار در DSM-5-TR در گروه اختلالات مرتبط با مواد و اعتیادی قرار دارد. در ICD-11 نیز اختلال قمار و اختلال بازی دیجیتال یا Gaming Disorder بهعنوان اختلالات ناشی از رفتارهای اعتیادآور طبقهبندی شدهاند.
این تمایز اهمیت زیادی دارد، چون استفاده آزادانه از واژه «اعتیاد» برای هر رفتار پرتکرار میتواند رفتارهای طبیعی را بیمارگونه جلوه دهد. برای مثال، فردی ممکن است زمان زیادی را صرف ورزش یا بازی کند، اما همچنان کنترل کافی داشته باشد و عملکرد روزمرهاش آسیب نبیند. در چنین شرایطی، تکرار زیاد الزاماً به معنای اختلال نیست.
در مقابل، وقتی رفتار به یکی از محورهای اصلی زندگی تبدیل میشود، کنترل آن دشوار است و فرد با وجود پیامدهای منفی ادامه میدهد، نیاز به ارزیابی بیشتر وجود دارد. نشانههایی مانند دروغ گفتن درباره میزان رفتار، پنهان کردن آن، افت عملکرد، تعارض خانوادگی و ناتوانی در کاهش میتوانند اهمیت بالینی داشته باشند.
گاهی رفتارهای اعتیادگونه با مشکلات دیگری همراهاند. اضطراب، افسردگی، تنهایی، ADHD یا استرس مزمن ممکن است احتمال استفاده افراطی از یک رفتار را بیشتر کنند. به همین دلیل، ارزیابی باید فقط روی خود رفتار متمرکز نباشد و وضعیت روانشناختی و شرایط زندگی فرد را نیز بررسی کند.
درمان به نوع رفتار و شدت مشکل بستگی دارد. رویکردهایی مانند درمان شناختیرفتاری، مصاحبه انگیزشی، مدیریت محرکها و بازسازی برنامه روزانه میتوانند مفید باشند. در بعضی موارد، درمان مشکلات همراه روانشناختی نیز بخش مهمی از برنامه است.
مرز میان عادت و وابستگی رفتاری را تعداد دفعات انجام رفتار تعیین نمیکند؛ میزان کنترل، پیامدهای منفی و اثری که رفتار بر زندگی فرد میگذارد معیارهای مهمتری هستند.
American Psychological Association