ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ

چه مشکلات جسمی می‌توانند با علائم روان‌شناختی اشتباه گرفته شوند؟

اگر کسی خسته، بی‌انرژی، کم‌حوصله یا مضطرب باشد، آیا همیشه باید به یک مشکل روان‌شناختی فکر کرد؟

چه زمانی لازم است پیش از نتیجه‌گیری، وضعیت جسمی فرد هم بررسی شود؟

در ارزیابی حرفه‌ای سلامت روان، یکی از مهم‌ترین اصول تشخیص افتراقی است؛ یعنی بررسی این احتمال که علائم مشاهده‌شده از علت دیگری ناشی شده باشند یا چند عامل هم‌زمان در شکل‌گیری آن‌ها نقش داشته باشند. انجمن روان‌پزشکی آمریکا نیز تأکید می‌کند که برخی بیماری‌های جسمی می‌توانند علائمی شبیه مشکلات روان‌پزشکی ایجاد کنند و به همین دلیل ارزیابی سلامت روان گاهی شامل معاینه جسمی، آزمایش خون یا بررسی‌های عصبی می‌شود.

یکی از نمونه‌های شناخته‌شده، اختلالات تیروئید است. کاهش عملکرد تیروئید می‌تواند با خستگی، کندی ذهنی، کاهش تمرکز، افت خلق و بی‌انرژی بودن همراه شود؛ علائمی که شباهت زیادی با افسردگی دارند. افزایش فعالیت تیروئید نیز می‌تواند با بی‌قراری، اضطراب، تحریک‌پذیری و تغییرات خلق همراه باشد. پژوهش‌ها ارتباط میان اختلالات تیروئید و علائم خلقی را بارها بررسی کرده‌اند و یک مرور نظام‌مند بزرگ نیز ارتباط کم‌کاری آشکار تیروئید با افسردگی بالینی را گزارش کرده است.

کم‌خونی و برخی کمبودهای تغذیه‌ای نیز می‌توانند تصویر مشابهی ایجاد کنند. خستگی، کاهش انرژی، ضعف تمرکز، سردرد و کاهش انگیزه ممکن است در فردی دیده شوند که هم‌زمان دچار کمبود آهن یا کم‌خونی است. WHO نیز کم‌خونی، سوءتغذیه و کم‌کاری تیروئید را از شرایطی می‌داند که می‌توانند علائم افسردگی را ایجاد یا تشدید کنند

اختلالات خواب هم جایگاه مهمی در این بررسی دارند. خواب ناکافی یا مشکلاتی مانند آپنه خواب می‌توانند با خستگی روزانه، کاهش تمرکز، تحریک‌پذیری، افت عملکرد و تغییر خلق همراه شوند. از سوی دیگر، اضطراب و افسردگی نیز می‌توانند خواب را مختل کنند. همین رابطه دوطرفه باعث می‌شود ارزیابی خواب در بعضی مراجعان بخشی ضروری از تصویر بالینی باشد

برخی بیماری‌های عصبی، عفونت‌ها، تغییرات هورمونی و حتی مصرف بعضی داروها نیز می‌توانند بر خلق، شناخت یا رفتار اثر بگذارند. منابع بالینی به شرایطی مانند بیماری پارکینسون، اختلالات تشنجی، کمبود ویتامین B12 و فولات و برخی عفونت‌ها اشاره کرده‌اند. بعضی داروها نیز می‌توانند با تغییر خلق یا انرژی همراه شوند. به همین دلیل، سابقه پزشکی و فهرست داروهای مصرفی بخشی مهم از ارزیابی دقیق است

این هم‌پوشانی یک نکته مهم را روشن می‌کند: وجود علائم روانی به‌تنهایی منشأ آن‌ها را مشخص نمی‌کند. خستگی می‌تواند بخشی از افسردگی باشد و در عین حال از کم‌خونی یا اختلال خواب ناشی شود. تپش قلب می‌تواند در اضطراب دیده شود و هم‌زمان دلایل پزشکی دیگری داشته باشد. کاهش تمرکز نیز ممکن است با استرس مرتبط باشد یا در شرایط جسمی مختلف ظاهر شود.

به همین دلیل، متخصص بر اساس الگوی علائم، سن فرد، سابقه پزشکی، داروهای مصرفی و نحوه شروع مشکل تصمیم می‌گیرد که آیا بررسی پزشکی بیشتری لازم است یا خیر. علائم تازه و ناگهانی، تغییرات غیرمعمول در رفتار یا شناخت، نشانه‌های جسمی هم‌زمان یا شروع مشکلات روانی در فردی که سابقه مشابهی نداشته است، می‌توانند اهمیت این بررسی را بیشتر کنند.

ارزیابی پزشکی و روان‌شناختی در چنین شرایطی دو مسیر رقیب نیستند؛ هرکدام بخشی از یک فرایند تشخیصی دقیق را کامل می‌کنند. گاهی نتیجه بررسی‌ها یک علت جسمی را آشکار می‌کند، گاهی مشکل روان‌شناختی و جسمی هم‌زمان وجود دارند و گاهی نیز ارزیابی پزشکی کمک می‌کند علل جسمی مهم کنار گذاشته شوند و مسیر درمان با اطمینان بیشتری ادامه پیدا کند.

 

تشخیص دقیق زمانی شکل می‌گیرد که به شباهت میان علائم بسنده نکنیم و علت‌های احتمالی را بررسی کنیم. گاهی پشت یک علامت روان‌شناختی، یک مشکل جسمی قرار دارد؛ و گاهی هر دو حوزه در کنار هم نیاز به توجه دارند.

American Psychological Association